حکایات


از یکی پرسیدن عشق چیست؟

گفت امروز بینی و فردا و پس فردا…‏

روز اول گشت ارشاد گرفتش

روز دوم بسیج

روز سوم هم نیروی انتظامی

~ توسط امین در 2012/02/16.

2 پاسخ to “حکایات”

  1. از دست تو .

  2. چه زود زودم ولش میکردن برادرا!!! :))

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.